الشيخ رسول جعفريان
180
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
اقدام معاويه در اين زمينه نقل كرديم . در اين فاصله امام يكى از سختترين مخالفان بود و از هيچ كوششى براى ابراز مخالفت در اين زمينه خوددارى نمىكرد . در فاصلهء زيادى از سالهاى كه امام حسين عليه السّلام و برادرشان در مدينه بودند ، مروان حكومت اين شهر را داشت . او فردى كثيف و فحاش بود و به اندك مناسبتى مىكوشيد تا به بدگويى از امام على عليه السّلام پرداخته و به او دشنام دهد . ابو يحيى مىگويد : من نشسته بودم كه مروان و امام حسين عليه السّلام به يكديگر پرخاش مىكردند . امام حسن مانع برادر را مىشد . مروان به قدرى تندى كرد كه گفت : شما اهل بيت ملعون هستيد . اين سخن نشان دهندهء عمق خباثت ذاتى مروان است . همان لحظه امام حسن عليه السّلام به مروان فرمودند : و الله لقد لعن الله أباك على لسان نبيه و أنت فى صلبه . خداوند بر زبان رسولش پدر تو را لعنت كرد در حالى كه تو در پشت پدرت بودى . « 1 » و مروان اين گونه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انتقام مىگرفت . يك بار نيز معاويه كوشيد تا دختر عبد الله بن جعفر بن ابى طالب را براى فرزندش يزيد خواستگارى كند . عبد الله با امام حسين عليه السّلام مشورت كرد . حضرت فرمود : أتزوّجه و سيوفهم تقطر من دمائنا ؟ آيا در حالى كه از شمشيرهايشان خون ما مىچكد ، دختر به او مىدهى ؟ دخترت را به عقد فرزند برادرت قاسم بن محمد در آر . « 2 » چنان كه در نقلى ديگر آمده ، هدف معاويه از اين اقدام ايجاد آشتى ميان بنى اميه و بنى هاشم يا به عبارتى تسليم كردن هاشميان در برابر امويان بوده است . « 3 » نقل يك روايت هم در اخلاق امام حسين عليه السّلام مناسب مىنمايد . ابن ابى الدنيا نقل كرده است كه امام حسين عليه السّلام بر گروهى از فقيران عبور مىكرد كه سفرهشان پهن بود و غذايى فقيرانه داشتند . وقتى امام را ديدند ، حضرت را دعوت كردند . آن حضرت پياده شد و فرمود : « إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ » . « 4 » آنگاه نشست و با آنها غذا خورد . پس از آن فرمود : شما دعوت كرديد ، من پذيرفتم ، اكنون من شما را دعوت مىكنم ، بايد بپذيريد . پس از آن به رباب گفت تا هر چه آماده كرده بياورد تا همه با هم بخورند . « 5 »
--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين ، ابن سعد ، صص 146 - 145 ( 2 ) . همان ، ص 149 ( 3 ) . همان ، ص 150 ( 4 ) . نحل : 23 ( 5 ) . كتاب التواضع و الخمول ، ص 142